first love
part fourteen¹⁴ :)
حس کردم بدنم یخ زده"چی!"سرمو گذاشتم روی میز و با نگرانی چشم هام رو روی هم فشار دادم.. یعنی الان خوبه؟خیلی گریه کرده؟
اینجوری نمیشه باید یکاری بکنم!
بلند شدمو رفتم سمت در.
جین صدام زد"هی وایسا! کدوم گوری میری؟؟" ولی من نگران تر از این بودم که وایسم یا جواب بدم.
رفتم طبقه پایین ساختمون و داشتم به سمت در خروجی میرفتم که توی بخش میز اطلاعات یه چهره اشنا دیدم و وایسادم. فاک خودش بود، محو زیباییش شدم.
بعد با راهنمایی یکی از استف ها رفتن سمت اسانسور و منم دوییدم و زود رفتم توی اسانسور که تازه متوجه یه پسر نوجوون خارجی کنارش شدم و اخم کردم.
استف دکمه طبقه کمپانی رو فشار داد" جونگکوک-شی فکردم جلسه دارین با بنگ پی دی نیم-شی"
بدون فکر کردن بهونه ای سر هم کردم"اره.. جلسه تموم شد میخواستم برم که نامجون زنگ زد یاداوری کرد تمرین داریم و دوباره برگشتم."
استف سرش رو تکون داد و منم از توی ایینه اسانسور به آهیون نگاه میکردم، آهیون هم سرش رو بالا گرفت و نگاهم کرد. چشم تو چشم بودیم و انگار کسی نمیتونست اول اون تماس چشمی رو قطع کنه ،دروغ چرا دلم براش تنگ شده بود:)
با صدای اون پسر کنارش نگاهشو ازم گرفت
"Is he that man you talked about before in California? "
آهیون با عجله و استرس دستش رو گذاشت روی دهن پسره که ساکتش کنه. درسته انگلیسی بلد نبود ولی در این حد بلد بودم که متوجه شدم باشم چی بهش گفت. با لبخند از اسانسور پیاده شدم.
اونا هم باید پیاده میشدن و میرفتن به سمت اتاق اودیشن.
"میبینمت، موفق باشی کاراموز آهیون"
با لبخند گرمی بهش گفتم و داشتم میرفتم سمت اتاق تمرین که صدای خنگش رو شنیدم
"کاراموز؟"
"البته، با استعداد تو صدرصد قبولی"
دیگه به تعجب و سوال هاش توجه نکردم و رفتم توی اتاق تمرین.
اولین نفر تهیونگ متوجهام شد.
"پس چرا برگشتی؟"
"اه.. هیچی.."
جین با یه ابرو بالا نگام کرد.
آهیون:
فاکککک ! قلبم تند میزنه.
دم در اتاق اودیشن با استرس از الکس جدا شدم و رفتم داخل. اهنگ انتخابیم برای خوندن اهنگ hate you جونگ کوک بود و اهنگ رقصم هم اهنگ mic drop بود.
بعد اجرا خسته و عرق کرده تعظیم کردم و از اتاق خارج شدم ولی قبل خارج شدن متوجه لبخند داور ها شدم.
درو باز کردم و رفتم بیرون الکس رو دیدم با ایس لته توی دستش منتظرم بود، ایس لته رو ازش گرفتم.
"ممنون"
"خوب بود؟"
"اه نمیدونم.. هفته دیگه نتیجش اعلام میشه.. هنوزم مطمئن نیستم که باید دکتری رو بزارم کنار یا نه.."
"به حرف دلت گوش کن ، اونی که به نظرت درست تره"
الکس با لبخند هدایتم کرد به سمت اسانسور و منتظر جلوی اسانسور بودیم تا برسه به طبقه ما.
"اون موقع توی اسانسور جواب سوالمو ندادی.. البته که از واکنشت معلوم بود اون پسر واقعا همونی بود که توی کالیفرنیا راجبش گفتی که از یکی خوشت میاد.. اهههه البته که من به جئون جونگ کوک معروف و ایدل طلایی تو میبازم و در مقابلش هیچی نیستم و رد میشمممم"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
حس کردم بدنم یخ زده"چی!"سرمو گذاشتم روی میز و با نگرانی چشم هام رو روی هم فشار دادم.. یعنی الان خوبه؟خیلی گریه کرده؟
اینجوری نمیشه باید یکاری بکنم!
بلند شدمو رفتم سمت در.
جین صدام زد"هی وایسا! کدوم گوری میری؟؟" ولی من نگران تر از این بودم که وایسم یا جواب بدم.
رفتم طبقه پایین ساختمون و داشتم به سمت در خروجی میرفتم که توی بخش میز اطلاعات یه چهره اشنا دیدم و وایسادم. فاک خودش بود، محو زیباییش شدم.
بعد با راهنمایی یکی از استف ها رفتن سمت اسانسور و منم دوییدم و زود رفتم توی اسانسور که تازه متوجه یه پسر نوجوون خارجی کنارش شدم و اخم کردم.
استف دکمه طبقه کمپانی رو فشار داد" جونگکوک-شی فکردم جلسه دارین با بنگ پی دی نیم-شی"
بدون فکر کردن بهونه ای سر هم کردم"اره.. جلسه تموم شد میخواستم برم که نامجون زنگ زد یاداوری کرد تمرین داریم و دوباره برگشتم."
استف سرش رو تکون داد و منم از توی ایینه اسانسور به آهیون نگاه میکردم، آهیون هم سرش رو بالا گرفت و نگاهم کرد. چشم تو چشم بودیم و انگار کسی نمیتونست اول اون تماس چشمی رو قطع کنه ،دروغ چرا دلم براش تنگ شده بود:)
با صدای اون پسر کنارش نگاهشو ازم گرفت
"Is he that man you talked about before in California? "
آهیون با عجله و استرس دستش رو گذاشت روی دهن پسره که ساکتش کنه. درسته انگلیسی بلد نبود ولی در این حد بلد بودم که متوجه شدم باشم چی بهش گفت. با لبخند از اسانسور پیاده شدم.
اونا هم باید پیاده میشدن و میرفتن به سمت اتاق اودیشن.
"میبینمت، موفق باشی کاراموز آهیون"
با لبخند گرمی بهش گفتم و داشتم میرفتم سمت اتاق تمرین که صدای خنگش رو شنیدم
"کاراموز؟"
"البته، با استعداد تو صدرصد قبولی"
دیگه به تعجب و سوال هاش توجه نکردم و رفتم توی اتاق تمرین.
اولین نفر تهیونگ متوجهام شد.
"پس چرا برگشتی؟"
"اه.. هیچی.."
جین با یه ابرو بالا نگام کرد.
آهیون:
فاکککک ! قلبم تند میزنه.
دم در اتاق اودیشن با استرس از الکس جدا شدم و رفتم داخل. اهنگ انتخابیم برای خوندن اهنگ hate you جونگ کوک بود و اهنگ رقصم هم اهنگ mic drop بود.
بعد اجرا خسته و عرق کرده تعظیم کردم و از اتاق خارج شدم ولی قبل خارج شدن متوجه لبخند داور ها شدم.
درو باز کردم و رفتم بیرون الکس رو دیدم با ایس لته توی دستش منتظرم بود، ایس لته رو ازش گرفتم.
"ممنون"
"خوب بود؟"
"اه نمیدونم.. هفته دیگه نتیجش اعلام میشه.. هنوزم مطمئن نیستم که باید دکتری رو بزارم کنار یا نه.."
"به حرف دلت گوش کن ، اونی که به نظرت درست تره"
الکس با لبخند هدایتم کرد به سمت اسانسور و منتظر جلوی اسانسور بودیم تا برسه به طبقه ما.
"اون موقع توی اسانسور جواب سوالمو ندادی.. البته که از واکنشت معلوم بود اون پسر واقعا همونی بود که توی کالیفرنیا راجبش گفتی که از یکی خوشت میاد.. اهههه البته که من به جئون جونگ کوک معروف و ایدل طلایی تو میبازم و در مقابلش هیچی نیستم و رد میشمممم"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
- ۸۴
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط